دو خطر همواره جهان را تهدید می کند,نظم و بی نظمی |
|
متن کامل در ادامه مطلب
![]()
|
|||||||
|
|
سیدایمان ضیابری
روزنامه اعتماد
| اختلال در یک یا چند فرآیند روانی پایه به درک یا استفاده از زبان شفاهی یا کتبی مربوط میشود و میتواند به شکل عدم توانایی کامل در گوش کردن ، فکر کردن ، صحبت کردن ، خواندن ، نوشتن ، حجمی کردن یا انجام محاسبههای ریاضی ظاهر شود. این اصطلاح شرایطی چون معلولیتهای ادراکی ، آسیب دیدگیهای مغزی ، نقص جزئی در کار مغز ، ریس لکسی یا نارسا خوانی و آفازیای رشدی را در بر میگیرد. از سوی دیگر ، اصطلاح یاد شده آن عده را که اصولا بواسطه معلولیتهای دیداری ، شنیداری یا حرکتی همچنین عقب ماندگی ذهنی یا محرومیتهای محیطی ، فرهنگی یا اقتصادی به مشکلات یادگیری دچار شدهاند را شامل نمیشود. |
اوتيسم چيست؟

اوتيسم ( ( Autismنوعي اختلال رشدي است كه با رفتارهاي ارتباطي ، كلامي غير طبيعي مشخص مي شود . علائم اين اختلال در سال هاي اول عمر بروز مي كندو علت اصلي آن ناشناخته است. اين اختلال در پسران شايع تر از دختران است. وضعيت اقتصادي ، اجتماعي ، سبك زندگي و سطح تحصيلات والدين نقشي در بروز اوتيسم ندارد. اين اختلال بر رشد طبيعي مغز در حيطه تعاملات اجتماعي و مهارت هاي ارتباطي تأثير مي گذارد. كودكان و بزرگسالان مبتلا به اوتيسم در ارتباطات كلامي و غير كلامي ، تعاملات اجتماعي و فعاليت هاي مربوط به بازي، مشكل دارند. اين اختلال ارتباط با ديگران و دنياي خارج را براي آنان دشوار مي سازد . در بعضي موارد رفتارهاي خود آزارانه و پرخاشگري نيز ديده مي شود. در اين افراد حركات تكراري ( دست زدن ، پريدن ) پاسخ هاي غير معمول به افراد ، دلبستگي به اشيا و يا مقاومت در مقابل تغيير نيز ديده مي شود و ممكن است در حواس پنجگانه ( بينايي ، شنوايي ، لامسه ، بويايي و چشايي ) نيز حساسيت هاي غير معمول نشان دهند. هسته مركزي اختلال در اوتيسم ، اختلال در ارتباط است.
50 % از كودكان اوتيستيك قادر نيستند از زبان به عنوان وسيله اصلي برقراري ارتباط با سايرين استفاده نمايند. عدم به كار بردن ضمير "من" از ويژگي هاي كلامي اين كودكان است. از مسائل ديگر تكلمي، تكرار كلمات و جملات اطرافيان است.
انواع اختلالات نافذ رشد چيست؟
چندين اختلال در زير گروه اختلالات نافذ رشد وجود دارد. در اختلالات نافذ رشد آسيب شديد در چندين حوزه رشدي وجود دارد. افرادي كه در طبقه بندي اختلالات نافذ رشد قرار مي گيرند در برقراري ارتباط اجتماعي دچار مشكل هستند ولي شدت آن متفاوت است.
نكات عمده اي كه تفاوت ميان اختلالات را بيان مي كنند عبارت اند از :
اختلال اوتيستيك : ارتباط ، تعامل اجتماعي و بازي تخيلي به طور مشخص آسيب ديده است. علائق ، فعاليت ها و رفتارهاي تكراري ديده مي شود . اختلال در سه سال اول زندگي شروع مي شود.
اختلال آسپرگر : با آسيب در تعاملات اجتماعي و وجود فعاليت ها و علائق محدود مشخص مي گردد . علائم باليني كلي كه نشان دهنده تأخير در زبان باشد وجود ندارد يعني در حقيقت مبتلايان مشكلات تكلمي كمتري دارند. هوش طبيعي و يا بالاتر از طبيعي است.
اختلال رت : اختلال پيش رونده اي است كه فقط در دختران ديده مي شود. ابتدا مراحل رشد طبيعي است ولي بعد مهارت هاي به دست آمده قبلي و استفاده هدف دار از دست ها را از دست مي دهند و به جاي آن حركات تكرار شونده دست ايجاد مي شود كه بين سنين 1-4 سالگي شروع مي شود.
اختلال فرو پاشنده دوران كودكي : رشد حداقل در دو سال اول زندگي طبيعي است . از دست دادن جدي مهارت هايي كه قبلاً داشته است مشاهده مي شود.
اختلال نافذ رشد غير اختصاصي : به تنهايي علائم مشخص هيچيك از اختلالات بالا را ندارد و نمي توان آنرا جزو يكي از طبقه بندي هاي فوق الذكر جاي داد.
علت اوتيسم چيست؟
اوتيسم يك ناتواني طولاني مدت است كه منجر به اختلال عملكرد عصبي – رواني در فرد مي شود. گر چه به نظر مي رسد كه اوتيسم عارضه نادري است اما اطلاعات اخير گوياي آن است كه شيوع اوتيسم حتي تا 20 مورد در هر 10000 تولد زنده مي رسد. اوتيسم در پسران 3 - 4 برابر بيشتر از دختران ديده مي شود. اگر چه علت اصلي آن كاملاً شناخته شده نيست، اما در سال هاي اخير تحقيقات و مطالعات بسياري در اين زمينه صورت گرفته است.
تحقيقات تأكيد زيادي بر منشاء زيست شناختي و عصب شناختي در مغز دارد . در بسياري از خانواده ها سابقه اوتيسم و يا اختلالات مربوط به آن وجود داشته است كه ريشه ژنتيك را مطرح مي كند اگر چه تا به حال ژن خاصي كه مربوط به اوتيسم باشد شناخته نشده است . پژوهشگران در مورد نقش ژنتيك در علت شناسي اوتيسم اختلاف نظر دارند و عده اي از آنها تركيب چندين ژن را به عنوان علت اختلال مطرح مي كنند . چندين نظريه درباره اوتيسم مطرح شده كه هيچيك به طور دقيق اثبات نشده است.
اوتيسم يك بيماري رواني نيست ؛ كودكان مبتلا به اوتيسم كودكان سركشي نيستند كه خود رفتارهايشان را انتخاب كرده باشند. اوتيسم به دليل داشتن والدين بد ايجاد نمي گردد، به علاوه هيچ عامل روان شناختي خاصي در خصوص تأخير رشد كودك شناخته نشده است.
علائم اوتيسم چيست ؟
افراد مبتلا به اوتيسم معمولاً حداقل نصف علائمي را كه در زير عنوان شده است نشان مي دهند . اين نشانه ها از خفيف تا شديد متغير هستند . در موقعيت هاي كاملاً متفاوت، رفتارهايي كه با سن كودك تطابق ندارد مشاهده مي گردد.
· اصرار به يكساني داشته و در مقابل تغيير مقاوم هستند.
· مشكلات شديد تكلمي دارند.
· در بيان نيازها مشكل دارند و از اشارات و حركات به جاي كلمات استفاده مي كنند.
· اغلب از ضماير استفاده معكوس مي كنند ، به جاي استفاده از " من" از " تو" استفاده مي كنند .
· كلمات و يا جملات ديگران را تكرار مي كنند.
· خنده و گريه بي دليل دارند و يا بدون علت مشخص نگران و مضطرب مي شوند.
· قشقرق به پا مي كنند و به دلايلي كه براي ديگران آشكار نيست شديداً پريشان مي شوند.
· قادر نيستند با ديگران رابطه برقرار كنند.
· دوست ندارند در آغوش گرفته شوند و يا ديگران را در بغل گيرند.
· تماس چشمي ندارند يا تماس چشمي آنها اندك است.
· به روش آموزش معمول پاسخ نمي دهند.
· با اسباب بازي، درست بازي نمي كنند.
· چرخيدن و تاب خوردن را خيلي دوست دارند.
· احساس درد كمتر يا بيشتر از حد دارند.
· از خطرات نمي ترسند.
· پر تحرك يا كم تحرك هستند.
· به صحبت ها و يا صداها پاسخ نمي دهند به طوري كه به نظر مي آيد ناشنوا هستند اگر چه حس شنوايي سالم است.
· 70 % كودكان مبتلا به اوتيسم، ناتواني هوشي دارند.

باورهاي غلط درباره اوتيسم:
-1 كودكان مبتلا به اوتيسم هرگز ارتباط چشمي برقرار نمي كنند.
-2 كودكان اوتيستيك نبوغ دارند.
-3 كودكان مبتلا به اوتيسم صحبت نمي كنند.
-4 كودكان اوتيستيك قادر به نشان دادن محبت خود نيستند.
باورهاي ديگر :
-1 منظور از پيشرفت اين كودكان يعني اين كه كاملاً شفا يابند.
-2 كودكان مبتلا به اوتيسم نمي توانند به ديگران لبخند بزنند.
-3 كودكان اوتيستيك تماس بدني محبت آميز برقرار نمي كنند.
ما مي دانيم كه اين كودكان تحريكات حسي را به گونه اي متفاوت درك مي كنند كه موجب اشكال در ابراز محبت و برقراري ارتباط عاطفي در آنها مي گردد. اما به هر حال اين كودكان مي توانند محبت كنند. در صورتي كه اين كودكان را باور كنيم قادر به داد و ستد عاطفي با آنها هستيم.
سخني با والدين گرامي
مهم ترين اصل در بهداشت رواني خانواده ، پذيرش استعدادها ، تفاوت هاي فردي و در نهايت معلوليت
فرزند است. با توكل به خداوند بزرگ با در نظر گرفتن توانايي هاي فرزند خود و با دلگرمي هر چه بيشتر در كنار آموزگاران با همراهي همه افراد خانواده ، نقايص كودك خود از قبيل مشكلات حسي ، جسمي ، حركتي و ذهني را بشناسيم و با قرار گرفتن كودك در جايگاه مناسب موافقت نماييم تا شاهد پيشرفت هرچه بيشتر او باشيم.
اختلال بينايي
اختلال بينايي همان كاهش توانايي ديدن است. اصطلاح هاي نيمه بينا ، كم بينا ، نابينا براي توصيف ميزان اختلال هاي بينايي به كار مي روند.
نيمه بينا : كاملاً مشخص است.
كم بينا : اشخاصي كه حتي با اصلاح چشم با وسايل كمكي نيز با مشكل مواجه هستند. نابينايان مي توانند از باقي مانده بينايي خود استفاده نمايند. فقط 20% آنان نابيناي مطلق هستند .
نابيناي آموزشي : فردي است كه قادر به استفاده از بينايي نيست و بر حواسي مانند شنوايي و لامسه تكيه مي كند و بايد از آموزش خاص هماهنگ با استفاده از حواس ديگر براي يادگيري
استفاده كند.
اختلال شنوايي
به فردي ناشنوا اطلاق مي شود كه حس شنوايي او براي هدف هاي معمولي زندگي مفيد و قابل استفاده نباشد.
اختلال شنوايي به :
* خفيف (40-25 دسي بل )
* متوسط ( 55-41 دسي بل )
* نيمه شديد (70-56 دسي بل )
* شديد (90-71 دسي بل )
* عميق (91 دسي بل )
تقسيم بندي شده است.
روش هاي آموزش در اين اختلال :
* گفتار خواني يا همان لب خواني
* ارتباط شفاهي با استفاده از باقيمانده شنوايي و بصري
* و ارتباط كلامي
مي باشد.
همه افراد دچار آسيب شنوايي بايد حتماً از سمعك استفاده كامل نمايند.
صرع
فردي به صرع دچار مي شود كه در برخي از سلول هاي مغزي او ، مقدار انرژي الكتريكي به صورتي غير طبيعي تخليه مي شود. در چنين حالتي انرژي تخليه شده به سلول هاي مجاور گسترش مي يابد؛ در نتيجه حالاتي نظير بيهوشي ، حركات غير ارادي يا پديده هاي حسي غير طبيعي به فرد دست مي دهد.
كودكان بيش فعال ، پرتحرك
كودك بيش فعال ، كودكي با فعاليت زياد و اختلال توجه است . او دچار رفتار و كردار ناگهاني ، حواس پرتي ، اختلال يادگيري ، عدم تمركز حواس فكري ، بيقراري شديد حركتي و تحريك پذيري شديد ، عدم ثبات هيجاني ،كم خوابي، منفي گرايي شديد، تخريب رفتار ضد اجتماعي و تغييرات خلقي فراوان مي باشد و مانع سكوت و تمركز در كلاس مي شود. در حالت هاي شديدتر ، كودك دچار اختلال رفتاري پيشرفته مي باشد كه بايد به روان پزشك مراجعه شود و كودك پس از مصرف دارو از آموزش بهره گيرد.
فلج مغزي
فلج مغزي عارضه اي است كه در اثر آسيب بخش كوچكي از مغز به وجود مي آيد كه اين بخش وظيفه كنترل حركات را بر عهده دارد و در نتيجه ي آسيب ، اختلال هايي در كنترل ماهيچه هاي بدن پديد مي آيد.
منبع:تبیان
| مفهوم اختلال روانی مثل بسیاری از مفاهیم در طب و علوم دیگر فاقد تعریف عملی ثابتی که پوشاننده همه موفقیتها باشد بوده است. قابل قبولترین تعریف اختلالهای روانی را به صورت زیر توصیف می کند؛ هر یک از اختلالات روانی به صورت یک سندرم یا الگوی رفتاری یا روانشناختی مهم بالینی تصور شده است که در یک فرد روی میدهد و با ناراحتی (یک علامت دردناک) یا ناتوانی (تخریب در یک یا چند زمینه مهم عملکرد) یا با افزایش قابل ملاحظه خطر مرگ ، درد ، ناراحتی و ناتوانی یا فقدان مهم آزادی ، همراه است. به علاوه این سندرم یا الگو نباید صرفا یک پاسخ قابل انتظار و تایید شده فرهنگی در مقابل رویدادی خاص مثلا مرگ یک شخص مورد علاقه باشد. علت اصلی هر چه باشد فعلا باید آن را تظاهر یک اختلال کارکردی زیست شناختی رفتاری یا روانشناسی در فرد تلقی نمود. |
منبع:سایت آفتاب
خود بيمارانگارى
شايد براى همگى ما اتفاق افتاده باشد كه با ايجاد كوچك ترين دردى در يكى از اعضاى بدنمان به اين فكر كنيم كه دچار يك بيمارى خطرناك شده ايم؛ نوعى بيمارى كه شايد هيچ راه علاجى نداشته باشد.
«خود بيمارانگارى» اختلالى است كه خيلى از افراد را در دوره اى از زندگى درگير خود مى كند و شروع آن به اين صورت است كه علائم بسيار جزيي درد از قبيل تپش قلب، گرفتگى عضلات، رگ هاى دردناك، سرفه هاى گهگاهى، يك زخم كوچك و... باعث مى شوند كه فرد فكر كند دچار يك اختلال شديد قلبى، سرطان و... شده است. اين تفاسير نادرست باعث مى شوند كه افراد مبتلا به اين اختلال مدام انواع هراس ها و اضطراب ها را تجربه كنند. هزينه كردن مقدار زيادى پول براى انواع آزمايش ها و معاينات پزشكى براى اطمينان بيمار و همچنين تصديق پزشكان مبنى بر اين كه هيچ خطرى فرد را تهديد نمى كند و او كاملاً سالم است نيز او را از شر اضطراب ها و وسواس هاى فكرى راحت نمى كند.
| خود بيمارانگارى اختلالى است كه خيلى از افراد را در دوره اى از زندگى درگير خود مى كند و شروع آن به اين صورت است كه علائم بسيار جزئى درد از قبيل تپش قلب، گرفتگى عضلات، رگ هاى دردناك، سرفه هاى گهگاهى، يك زخم كوچك و... باعث مى شوند كه فرد فكر كند دچار يك اختلال شديد قلبى، سرطان و... شده است. |
اين اشتغال ذهنى بيمارگونه باعث مى شود كه اين افراد در روابطشان با خانواده دچار مشكلات فراوانى شوند، زيرا آنها مُصر هستند كه خانواده به دنبال پيگيرى هاى پزشكى اين افراد باشند و آنها را تنها نگذارند، براى همين خانواده اين بيماران بعد از مدتى با اين افراد مشكلات جدى پيدا مى كنند. سواي مشكلات خانوادگى، اين افراد در محيط شغلى نيز دچار مسائل زيادى مي شوند و كاركردهاى شغلى آنها كاهش مى يابد. «خود بيمارانگارى» در هر سنى ممكن است بروز كند ولى بيشتر كسانى كه با آن درگير مى شوند، بزرگسالان هستند. اگرچه ممكن است بعضى از آنها بهبود يابند ولى ادامه روند آن تا دوران ميانسالى و پيرى، باعث بروز انواع اختلالات خلقى مثل افسردگى در اين بيماران مى شود. البته نگرانى در مورد بيمارى در دو جنس زن و مرد متفاوت است. امروزه اكثر زنان نسبت به بيمارى سرطان سينه استرس شديدى دارند، در حالى كه بيشتر مردان ترس از ابتلا به سكته قلبى و سرطان پروستات دارند. ترس از مرگ و پيرى زودرس نيز ممكن است تمامى افراد (چه زن و چه مرد) را تهديد كند.
اين بيمارى حداقل به مدت شش ماه طول مى كشد و ميزان شيوع آن در كل جمعيت، يك تا پنج درصد است. طبق گزارش هاى كلينيك هاى درمانى ? تا ? درصد بيماران سرپايى مراجعه كننده به بخش هاى مراقبت هاى اوليه، مبتلا به خودبيمارانگارى هستند. البته بيمارى هاى ديگرى در نتيجه اين بيمارى ممكن است فرد را تهديد كند. از قبيل وسواس، اضطراب، اختلال وحشت زدگى و افسردگى. انواع توهم ها و حملات توأم با وحشت زدگى اين افراد را تهديد مى كنند. راه كمك به اين افراد بايد در قدم اول اقدامات پيشگيرى كننده براى آنها باشد. اولين قدم اين است كه نبايد در كنار آنها راجع به بيمارى هاى جدى و تهديد كننده صحبت كرد، زيرا اگر سابقه از دست دادن يكى از والدين يا يكى از اطرافيان را داشته باشند يا در كودكى دچار يك بيمارى سخت شده باشند، صحبت در مورد اين بيمارى ها بر نگرانى و اضطراب آنها مى افزايد.
يكى ديگر از اقدامات حمايت كننده در مورد درمان اين افراد، روانكاوى است. دكتر منصور بهرامى روان شناس و عضو هيئت تحليل رفتار متقابل در اين رابطه مى گويد: «به وسيله روش روانكاوى، مشخص مى شود كه سرچشمه اين بيمارى از كجا ناشى مى شود. ممكن است اين بيماران در كودكى مورد نوازش هاى مكرر والدين قرار گرفته باشند و با احساس كوچك ترين دردى توجه همه را به سوى خود جلب كرده باشند. اصولاً تمارض و جلب كردن توجه ديگران باعث مى شود كه اين بيماران رفته رفته خود به اين باور برسند كه دچار يك بيمارى وخيم شده اند. از طريق روانكاوى و پيدا كردن منبع اين اختلال مى توان به اين بيماران كمك كرد تا از طريق بينش منطقى به اين نتيجه برسند كه افكار آنها در مورد يك بيمارى بيشتر به توهم نزديك است تا واقعيت.»
منبع:سایت تبیان
| اختلالات اضطرابی آن دسته از اختلالات روانی را شامل میشوند که مساله اضطراب نقطه مرکزی را در بین علائم اختلال بازی میکند. به عبارتی علائم اضطراب در این اختلالات برجستگی و اهمیت اساسی دارد. علائمی چون تپش قلب ، تغییر رنگ پوست ، احساس نگرانی ، ترس ، دلهره و ... و این اختلالات مشترک است. |
سازمان آموزش و پرورش استان خراسان
| سال چاپ | شماره طبقه بندی |
| 1968 | D.S.M–II |
| 1980 | D.S.M– III |
| 1987 | D.S.M – III– R |
| 1994 | D.S.M– IV |
| 2002 | D.S.M– IV– R |
آيا ميدانيد اختلال تجزيه ي هويت چيست؟
اختلال تجزيه هويت(هويت پريشي)، كه اختلال شخصيت چندگانه نيز ناميده مي شود ، عبارت است از وجود دو يا چند هويت يا شخصيت متمايز كه به تناوب رفتار را كنترل مي كنند.معمولا هر شخصيت نام و سن و مجموعه خاصي از خاطرات و رفتارهاي ويژه ي خود دارد.در اغلب موارد يك هويت اصلي با نام واقعي شخص وجود دارد كه منفعل ، وابسته و افسرده است.هويتهاي جانشين نوعا داراي ويژگيهايي هستند كه با هويت اصلي تعارض دارند: مثلا خصمانه ، كنترل كننده ، و خود ويرانگرند.در بعضي موارد ، اين شخصيتها ممكن است حتي در ويژگيهايي مثل دستخط ، استعدادهاي هنري و ورزشي ، و آشنايي به زبان خارجي با هم تفاوت داشته باشند.هويت اصلي معمولا از تجربه هاي هويتهاي ديگر آگاهي ندارد.دوره هايي از يادزدودگي بدون علت ، از قبيل زوال حافظه براي چند ساعت يا چند روز در هفته ، مي تواند نشانه ي وجود اختلال تجزيه ي هويت باشد.
يكي از مشهورترين موارد شخصيت چند گانه ، كريس سايزمور (chris sizemore) است كه شخصيتهاي مختلف وي _ايو وايت ، ايو بلك،و جين _ در فيلم سه چره ي ايو به تصوير كشيده شده است و بعدها به تفصيل در زندگي نامه ي وي تحت عنوان "من ايو هستم" توصيف شده است.
نمونه ي ديگري از شخصيت چند گانه كه به تفصيل بررسي شده ، مورد پسر17 ساله اس به نام يونا((jonah است كه به خاطر سر دردهاي شديد ، كه غالبا فراموشي در پي داشت ، در بيمارستان بستري شده بود.كاركنان بيمارستان متوجه شدند كه در روزهاي مختلف تغييرات چشمگيري در شخصيت وي پديد مي آيد ، و روانپزشك مسئول نيز سه هويت فرعي مجزا در وي تشخيص داد.ساختارهاي شخصيتي نسبتا پايداري كه در وي ظاهر مي شد به شرح زير است:
يونا:شخصيت اصلي . خجالتي ، گوشه گير ، مودب ، و بسيار سنتي.او "مبادي آداب" معرفي شده است.گاهي در جريان مصاحبه هراسان و دستپاچه مي شود.يونا از وجود شخصيتهاي ديگر اطلاعي ندارد.
سامي:خاطراتش بسيار كامل و دست نخورده است.مي تواند با يونا همزيستي داشته باشد ، يا يونا را كنار بگذارد و جانشين او شود.مدعي است كه هر زمان يونا به مشاوره ي حقوقي نيازمند باشد يا دچار دردسر شود براي كمك به او آماده است.او "ميانجي" معرفي شده است.سامي پديدار شدنش را در سن 6 سالگي به ياد مي آورد .در آن زمان مادر يونا ناپدري او را با چاقو زخمي كرد و سامي از والدين خود خواست كه ديگر در مقابل كودكان با هم دعوا نكنند.
كينگ يانگ:او هنگامي كه يونا شش يا هفت ساله بود ظاهر شد تا هويت جنسي يونا را تثبيت كند، چون مادر يونا گاهي در خانه لباس دخترانه به او مي پوشانيد و خودش در مدرسه اسم دخترها و پسرها را با هم اشتباه مي كرد.از آن به بعد كينگ يانگ مواظب علايق جنسي يونا بوده ، و به همين دليل نيز "عاشق پيشه" معرفي شده است.او به طور مبهمي از وجود ساير شخصيتها آگاه است.
يوسف عبدالله:شخصي بي عاطفه،پرخاشگر و تندخوست.در برابر درد، بسيار مقاوم است.وظيفه دارد از يونا مواظبت و مراقبت كند و به همين سبب وي "جنگجو" معرفي شده است.يوسف در سن 9 يا 10 سالگي ظاهر شد ، همان زمان كهگروهي پسربچه ي سفيدپوست يونا را بدون هيچ دليلي كتك زدند.يونا درمانده شده بود ، كه يوسف فرا رسيد و كينه توزانه با مهاجمان جنگيد.او نيز آگاهي مبهمي از ساير شخصيتها دارد.
اين چهار شخصيت در تمام شاخصهايي كه با موضوعهاي هيجاني سر و كار داشت، كاملا با هم متفاوت بودند، اما در آزمونهايي كه چندان ارتباطي با هيجان يا تعارضهاي شخصي نداشت ، مثل آزمون هوش يا آزمون واژگان ، نمره هاي كم و بيش يكساني داشتند.
اختلال تجزيه هويت حاكي از ناتواني در يكپارچه سازي جنبه هاي گوناگون هويت ، حافظه و هشياري است.تجزيه ي هشياري چنان كامل است كه گويي چند شخصيت مختلف در يك بدن زندگي مي كنند.ناظران گزارش كرده اند كه تغيير از شخصيتي به شخصيت ديگر غالبا با تغييرات ظريفي در وضع اندامي و لحن صدا همراه است.شخصيت جديد به طرز متفاوتي حرف مي زند ، راه مي رود و سر و دست تكان مي دهد.حتي ممكن است تغييراتي در فرايندهاي فيزيولوژيايي را از قبيل فشار خون و فعاليت مغزي صورت پذيرد.
| این افراد نسبت به طرد شدن بسیار حساس هستند و این هسته علائم این اختلال است. این بیماران نه خجالتی هستند و نه غیر اجتماعی ، برعکس علاقه شدیدی به روابط اجتماعی دارند. ولی ترس از طرد شدن مانع اصلی دوری کردن آنها از روابط اجتماعی است. هر نوع ارتباط با دیگران آنان را به شدت مضطرب میکند و همیشه این سوال را در ذهن خود دارند که: آیا مرا میپذیرد؟. فقدان اعتماد به نفس ، عدم اطمینان و دست کم گرفتن خود ، لحن متواضعانه ، ترس از انتقاد و طرد شدن در رفتار و روابطشان مشخص است و معمولا مشاغلی حاشیهای را انتخاب کرده ، سالهای سال بدون پیشرفت و موفقیت بکار خود ادمه میدهند. این بیماران زمانی روابط اجتماعی با کسی برقرار میکنند که تضمین قوی از بابت پذیرش بدون انتقاد به آنها داده شود. بطور کلی این بیماران ترسو هستند. |
| لغت «خود شیفته» ترجمه لغت Narcissism (نارسیسم) است که از یک افسانه یونانی گرفته شده است. در این افسانه مرد جوانی به نام «نارسیوس» عاشق عکس خود که در آب افتاده بود شد. و وقتی به آب پرید تا آن را که فکر میکرد حوری دریایی است بگیرد، غرق شد. بعدها با استعمال عمومی ، این اصطلاح در روانشناسی برای توصیف طبقهای از اختلالات شخصیت مورد استفاده قرار گرفت. |
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|